نویسنده :
وحید - ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩
اینجانب وحید احمدی از روستای بالا با سن 60سال ،بیسواد ،بیکار ،قد145،بدون خانه وماشین وپول ،
دست بزن هم دارم ،خواهان ازدواج با دختری با ،ظاهری آراسته وزیبا ،حداقل لیسانس وکارمند ،
قد 170،ومایه دار میباشم .از متقاضیان محترم خواهشمندم با در دست داشتن مدارک مورد نظر
به این وبلاگ مراجعه کنند
.اگه خودتون شرایطشو ندارین به فامیلاتون هم بگین.
دیر بیای تموم شده.
نویسنده :
وحید - ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧
بگویم از استقلالوتیمش از سرمربی و کادر فنی وپولش
من که قرمز ها را دوست دارم تو چطور؟
بذار بگم از ِیگانه ،مالکی و خراطها شاید هم بعضی بچه قرتی های پرادعا
من که استاد معین را دوست دارم تو چطور ؟
گشته بودم درپی وبلاگی زیبا که نبود باشه یه کم جالبو پر باراما نبود
من که وبلاگ خود را دوست دارم تو چطور؟
داشته ایم بازیکنان فوتبال خیلی زیاد باماشین های باکلاسو یه کم پول زیاد
من که کریمی را دوست دارم تو چطور؟
از میان کتاب های پر محتوا از زبان و ریاضی و هندسه ها
من که هیچکدام را دوست دارم تو چطور؟
از میان خوانندگان درپیتی و آره با شعر های عاشقی و میره میره
من که استاد معین رادوست دارم تو چطور؟
قیمت بنزین بگذشت از پنصدو هفتصد تومان بنزینی دوست داشتنی شاید سوپرشاید روان
من که صد تومانی را دوست دارم تو چطور؟
نزیک عید شدیم می آید صدای آدم های مایه دار نیستند فکر بچه های که ندارند پول نهار
من که اون بچه ها را دوست دارم تو چطور؟ 
وبلاگهایی با اسم های خننده دارو گیج کننده از فروغ بگیر تا اون وبلاگ های پر بیننده
من که gr را دوست دارم تو چطور؟
بخوانید و بگذارید یک نظر را نظر های بلندو شاید کوتا
من که نظر هارا دوست دارم تو چطور؟
بعضی از اینهارا گفتم که بخندی زیاد هم فکر نکن شاید نخندی
من که خنده ها را دوست دارم تو چطور؟
نظر های شما باعث ادامه راه شعر گفتن من یا خدا حافظی من از دنیای شعر میشود.
.اگه بگین خوبه که ادامه میدم اگه بگین خرابه خودمو میکشم ....توجه مینمویی 

نویسنده :
وحید - ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
نویسنده :
وحید - ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جاى پاى گریه هاى آخر من
من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم
بى تو و آبى عشقت تشنه ام کویر لوتم
نمى خوام آشفته باشم آرزوى خفته باشم
تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
نویسنده :
وحید - ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸
یه شب خواب دیدم که هفت استاد لاغر داشتند هفت دانشجوی چاق رو میخوردند
رفتم پیش استاد که خوابمو تعبیر کنه .استاد گفت دیدن این خواب یعنی که این ترم مشروط میشی و من هم با خیال راحت مشروط هم شدم.
نویسنده :
وحید - ساعت ۱٢:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٦
قصد من نیت آزار نبود جنس من در خور بازار نبود
جنسم از خاکو دلم خاکی تر روح من از تو زمن شاکی تر
نویسنده :
وحید - ساعت ۱٢:۳٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳
نویسنده :
وحید - ساعت ٥:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸
با نهایت تاسف و تاثر در گذشت جوانمرگ
میازار موری که دانش کش است که جان داردو جان شیرین خوش است
|
ستایش نادری
(براثر سکته قلبی به علت فوت تمامی اعضای خانواده)
متعلقه گرامی: مرحوم طاهر فردس
فرزند دلبند : مرحوم محمود نادری
خواهر گرامی : مرحوم محمد نادری
عروس عزیز : مرحوم آینده آقای حشمت فردوس
مادر گرامی : محمدکوچولو و نازگل مو قشنگ فردوس
به همین مناسبت مجلس ختم این عزیز از دست رفته
در روز دوشنبه مورخ 30/8/1390 ساعت 10الی 1 بعدا ظهر در منزل شخصی خان بهادر برگزار میشود .(افتاد)
|
حضور شما سروران باعث شادی روح آن مرحوم وتصلی خاطر بازماندگان خواهدشد.
از طرف خانواده های : داغدیده نادری ،فردوس ، استاد معین ،
لطفا گل نیارید چون خودتون گلین واز چاپ اعلامیه خودداری فرمایید .
از: وحید احمدی
هر گونه کپی از این اثر به حشمت فردوس اطلاع داده میشود .
|
www.ahmadi19.persianblog.ir
نویسنده :
وحید - ساعت ٧:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱
یادش بخیر اون روزها معلم انشاء میگفت در باره اینکه در آینده میخواین چه کاره شین انشایی
بنویسین .منم با کمال آرامش مینوشتم در آینده میخوام دکتر شم وبیماران را رایگان درمان کنم ...
اما حالا چی شدیم ........ ولی بازهم خوبه به شغل شریف بیکاری اشتغال دارم...
نویسنده :
وحید - ساعت ٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
بیستون برسر راه است مباد از شیرین خبری گفته وغمگین دل فرهاد کنید
امشب از بیستون صدای تیشه نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

← صفحه بعد